تبلیغات
5mmmmm is awesome!
ابزار و قالب وبلاگبیست تولز

گوگل پلاس

خدمات وبلاگ نویسان گروه شماره ی4 وبلاگ گروهی شماره ی 4 - قسم روباه را بارو كنیم یا دم خروسو ؟

وبلاگ گروهی شماره ی 4
 

تمامی فایل های گروه شماره ی4 به خاطر شما zip نشد
 

كد تقویم

نوشته شده در تاریخ جمعه 18 فروردین 1391 توسط محمد مهدی امام زاده

قسم روباه را بارو كنیم یا دم خروسو ؟(قسم روباه چه ربطی به دم خروس داره؟)

 

 یكی بود ، یكی نبود ،‌ خروسی بود بال و پرش رنگ طلا ، انگاری پیرهنی از طلا، به تن كرده بود ، تاج قرمز سرش مثل تاج شاهان خودنمائی می كرد . خروس ما اینقدر قشنگ بود كه اونو خروس زری پیرهن پری صدا می كردند .

خروس زری از بس مغرور و خوش باور بود همیشه بلا سرش می اومد برای همین آقا سگه همیشه مواظبش بود تا برایش اتفاقی نیافته .

روزی از روزا آقا سگه اومد پیش خروس زری پیرهن پری ، بهش گفت : خروس زری جون .

خروسه گفت :‌ جون خروس زری

سگ گفت : پیرهن پری جون

خروس : جون پیرهن پری

سگ : می خوام برم به كوه دشت  ، برو تو لونه ، نكنه بازم گول بخوری ، درو رو كسی وا نكنی

خروس گفت : خیالت جمع باشه ، من مواظب خودم هستم .

آقا سگه رفت ، بی خبر از اینكه روباه منتظر دور شدن اون بود .

همینكه آقا سگه حسابی دور شد ،  روباه ناقلا جلوی لونه خروس زری اومد تا نقشه اش رو عملی كنه ، جلوی پنجره ایستاد و شروع كرد به آواز خوندن :

ای خروس سحری                    چشم نخود سینه زری

شنیدم بال و پرت ریخته             نذاشتن ببینم

نكنه تاج سرت ریخته                 نذاشتن ببینم

خروس زری كه به خوشگلی خودش افتخار میكرد خیلی بهش بر خورد ، داد زد : ” نه بال و پرم ریخته ، نه تاج سرم ریخته . “

روباه گفت اگه راست میگی ، بیا پنجره رو بازكن تا ببینمت .

خروس مغرور پنجره رو باز كرد و جلوی پنجره  نشست و گفت :  بیا این بال و پرم ، اینم تاج سرم .

و همینكه خروس سرش رو خم كرد كه تاجش و نشون بده ، روباه بدجنس پرید و گردن خروس را گرفت .

خروس زری داد زد : آی كمك  ، كمك ، آقا سگه به دادم برس .

 آقا سگه با گوشهای تیزش صدای خروس زری را شنید و به طرف صدا دوید .

دوید و دوید تا به روباه رسید . از روباه پرسید : ”‌ آی روباه ناقلا خروس زری را ندیدی ؟ “

روباهه كه دهان آقا خروسه رو بسته بود و اونو توی كوله پشتی انداخته بود ،‌ شروع كرد به قسم خوردن كه والا ندیدم ، من از همه چیز بی خبرم ، و پشت سر هم قسم می خورد .

یكدفعه چشم آقا سگه به كوله پشتی افتاد و گفت :‌” قسم روباه و باور كنم یا دم خروس را ؟“

آقا روباهه تازه متوجه شد كه دم خروس از كوله پشتی اش بیرون آمده ، پس كوله پشتی اش رو انداخت و تا می توانست دوید تا از دست سگ نجات پیدا كند .

و خروس زری پیرهن پری هم همراه آقا سگه به خونشان برگشتند .

بله بازدید کنندگان عزیز  وقتی  كسی دروغی بگه ، ولی نشانهائی وجود داشته باشه كه حرف او را نقض كنه از این ضرب المثل استفاده می شود





طبقه بندی: حکایت، 
.: Weblog Themes By Pichak :.


این صفحه را به اشتراک بگذارید
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت

تماس با ما



تمامی حقوق این وبلاگ متعلق به وبلاگ گروهی شماره ی 4 محفوظ است | طراحی : وبلاگ گروهی شماره ی 4
 , خدمات وبلاگ نویسان وبلاگ گروهی شماره ی 4

mouse code

كد ماوس

looking just for you!
ابزار و قالب وبلاگبیست تولز

گوگل پلاس