تبلیغات
5mmmmm is awesome!
ابزار و قالب وبلاگبیست تولز

گوگل پلاس

خدمات وبلاگ نویسان گروه شماره ی4 وبلاگ گروهی شماره ی 4 - آستین نو بخور پلو

وبلاگ گروهی شماره ی 4
 

تمامی فایل های گروه شماره ی4 به خاطر شما zip نشد
 

كد تقویم

نوشته شده در تاریخ جمعه 18 فروردین 1391 توسط محمد مهدی امام زاده
آستین نو بخور پلو (یعنی چه؟ آستین جدیدا پلو می خورد و ما خبر نداشتیم؟)

روزی ملا نصرالدین به یك مهمانی رفت .او آن روز لباس كهنه ای به تن داشت . برای همین صاحبخانه با داد و فریاد او را از خانه بیرون كرد .

او به منزل رفت و از همسایه خود ، لباسی گرانبها به امانت گرفت و آنرا به تن كرد و دوباره به همان میهمانی رفت .

این بار صاحبخانه با روی خوش جلو آمد و به او خوش آمد گفت  و او را در محلی خوب نشاند و برایش سفره ای از غذاهای رنگین پهن كرد .

                

ملا  از این رفتار خنده اش گرفت  و پیش خود فكرد كرد كه این همه احترام بابت لباس نوی اوست .

آستین لباسش را كشید و گفت : آستین نو بخور پلو ، آستین نو بخور پلو .

صاحبخانه كه از این رفتار تعجب كرده بود از ملا پرسید كه چكار می كنی .

ملا گفت : من همانی هستم كه با لباسی كهنه به میهمانی تو آمدم و تو مرا راه ندادی و حال كه لباسی نو به تن كرده ام اینقدر احترام می گذاری . پس این احترام بابت لباس من است نه بخاطر من . پس آستین نو بخور پلو ، آستین نو بخور پلو ..





طبقه بندی: حکایت،  تفریح،  دانستنی ها، 
.: Weblog Themes By Pichak :.


این صفحه را به اشتراک بگذارید
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت

تماس با ما



تمامی حقوق این وبلاگ متعلق به وبلاگ گروهی شماره ی 4 محفوظ است | طراحی : وبلاگ گروهی شماره ی 4
 , خدمات وبلاگ نویسان وبلاگ گروهی شماره ی 4

mouse code

كد ماوس

looking just for you!
ابزار و قالب وبلاگبیست تولز

گوگل پلاس